تاثیرکاشت Tamarix aphylla و Atriplex canescens بر برخی خصوصیات فیزیکی- شیمیایی خاک در منطقه زهک سیستان

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیآت علمی دانشگاه زابل

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد مرتعداری، دانشگاه زابل

3 استادیار، عضو هیأت علمی دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گنبد

4 کارشناس ارشد اداره منابع طبیعی شهرستان زاهدان

5 استادیار، عضو هیأت علمی دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل

چکیده

هدف از این تحقیق مقایسه اثر کاشت دو گونه Atriplex canescens و Tamarix aphylla بر خصوصیات خاک بود. این گونه‌ها در سال 1372 در وسعتی حدود 42 هکتار در شهرستان زهک واقع در شمال استان سیستان و بلوچستان کشت شدند. نمونه برداری خاک در دو عمق 30-0 سانتی‌متر و 60-30 سانتی‌متر به تعداد 8 تکرار از هر یک از مناطق تحت کشت گونه‌ها و منطقه بایر اطراف (شاهد) به روش تصادفی- سیستماتیک انجام گرفت. برخی ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک اندازه‌گیری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون دانکن انجام شد. نتایج نشان داد که در عمق اول میزان EC خاک آتریپلکس کاری (mmhos/cm 98/47) بیشتر از خاک تحت کشت گز شاهی (mmhos/cm 70/15) و منطقه شاهد (mmhos/cm 80/15) بود. همچنین مقدار pH در خاک رویشگاه آتریپلکس (92/8) بیشتر از رویشگاه گز (62/8) و منطقه شاهد (70/8) اندازه‌گیری شد. پتاسیم قابل جذب در رویشگاه گز (ppm 460) بیشتر از خاک رویشگاه آتریپلکس (ppm 325) و منطقه شاهد (ppm 180) بود. بین تیمارهای مورد مطالعه تفاوت آماری معنی‌داری از نظر پارامترهای فسفر قابل جذب، نیتروژن، آهک و نسبت کربن به نیتروژن بدست نیامد. در عمق زیرین میزان pH در خاک تحت آتریپلکس (02/9) بیشتر از منطقه شاهد (65/8) بوده است. در این تحقیق مشخص شد که کاشت آتریپلکس موجب افزایش شوری و واکنش خاک گردید. لذا، جهت احیاء بیولوژیک منطقه کشت گونه گز شاهی به عنوان یک گونه بومی نسبت به گونه آتریپلکس مناسب تر به نظر می‌رسد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


تاثیرکاشت Tamarix aphyllaو Atriplex canescens بر برخی خصوصیات

فیزیکی-  شیمیایی خاک در منطقه زهک سیستان

علی حیدری صادق[1] ،  عین اله روحی مقدم*[2]، اکبر فخیره[3]، زینب نوری کیا[4]، سهیلا نوری[5]

تاریخ دریافت:  29/08/96    تاریخ پذیرش: 18/11/96

 

چکیده   

هدف از این تحقیق مقایسه اثر کاشت دو گونه Atriplex canescens  و Tamarixaphylla بر خصوصیات خاک بود. این گونه‌ها در سال 1372 در وسعتی حدود 42 هکتار در شهرستان زهک واقع در شمال استان سیستان و بلوچستان کشت شدند. نمونه برداری خاک در دو عمق 30-0 سانتی‌متر و 60-30 سانتی‌متر به تعداد 8 تکرار از هر یک از مناطق تحت کشت گونه­ها و منطقه بایر اطراف (شاهد) به روش تصادفی- سیستماتیک انجام گرفت. برخی ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک اندازه‌گیری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون دانکن انجام شدنتایج نشان داد که در عمق  اول میزان EC خاک آتریپلکس کاری (mmhos/cm 98/47) بیشتر از خاک تحت کشت گز شاهی (mmhos/cm 70/15) و منطقه شاهد (mmhos/cm 80/15) بود. همچنین مقدار pH در خاک رویشگاه آتریپلکس (92/8) بیشتر از رویشگاه گز (62/8) و منطقه شاهد (70/8) اندازه­گیری شد. پتاسیم قابل جذب در رویشگاه گز (ppm 460) بیشتر از خاک رویشگاه آتریپلکس (ppm 325) و منطقه شاهد (ppm 180) بود. بین تیمارهای مورد مطالعه تفاوت آماری معنی­داری از نظر پارامترهای فسفر قابل جذب، نیتروژن، آهک و نسبت کربن به نیتروژن بدست نیامد. در عمق زیرین میزان pH در خاک تحت آتریپلکس (02/9) بیشتر از منطقه شاهد (65/8) بوده است. در این تحقیق مشخص شد که کاشت آتریپلکس موجب افزایش شوری و واکنش خاک گردید. لذا، جهت احیاء بیولوژیک منطقه کشت گونه گز شاهی به عنوان یک گونه بومی نسبت به گونه آتریپلکس مناسب تر به نظر می‌رسد.

کلمات کلیدی: آتریپلکس، احیاء بیولوژیکی، خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک، زهک، گز شاهی.

 


مقدمه

خصوصیات اقلیمی حاکم بر مناطق خشک و نیمه خشک فلات ایران، شرایط حساس و شکننده‌ای را در این نقاط ایجاد کرده است. در این مناطق فرسایش خاک و کویری شدن از جمله فرآیندهایی است که منابع آب و خاک را به صورت مستقیم و غیرمستقیم به شدت تهدید می‌کند. احیای پوشش گیاهی در اراضی تخریب یافته می‌تواند تأثیر شگرفی بر کاهش فرسایش و جلوگیری از تخریب اراضی داشته باشد (24). به این منظور طرح­های احیای اراضی تخریب یافته در مناطق مختلف کشور انجام شده است. در طرح­های احیای مناطق خشک و نیمه خشک لازم است تأثیر متقابل گونه‌­های کشت شده بر خاک مناطق کشت بررسی شود. انتخاب نوع گونه برای جنگلکاری به منظور احیاء پوشش گیاهی، حفظ خاک و آب از مؤلفه‌های اصلی در جنگل‌کاری می‌باشد (27). اثری که گیاهان بر خاک می‌گذارند، سبب تغییرات فیزیکی خاک مانند ساختمان، بافت، عمق، درصد سنگریزه، وزن مخصوص، پایداری و افق‌های خاک و همچنین خصوصیات شیمیایی مانند اسیدیته، شوری، عناصر غذایی و غیره می‌شوند (13). 

خصوصیات و ذخایر مواد غذایی در خاک به شدت به نوع پوشش گیاهی وابسته است (4). در راستای مدیریت پایدار اراضی، مطالعه کیفیت خاک به منظور شناسایی و ارزیابی عملکرد فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک در اکوسیستمهای مختلف زراعی، مرتعی و جنگلی مطرح می‌شود که در این پژوهش‌ها هریک از چهار عملکرد خاک یعنی حفظ و تأمین تولید گیاهی، فعالیت بیولوژیکی و تنوع زیستی، تنظیم و توزیع جریان آب و املاح، پاکسازی و جذب ضایعات شهری، صنعتی و کشاورزی و در نهایت گردش عناصر غذایی و سایر عناصر موجود در بیوسفر زمین مورد ارزیابی قـرار می‌گیرد (17). 

فعالیت­های بشر، نقش خاک را در سیستم­های طبیعی و مدیریت شده تحت تاثیر قرار می‌دهد. حفظ این وظایف و نقش­های طبیعی خاک برای حفظ محیط زیست و تنوع زیستی لازم است. بررسی نتایج تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که کشت گیاهان در محیط تغییراتی را بر خاک و پوشش گیاهی همراه می‌گذارد که این اثرات در بعضی از گونه‌ها مثبت و در برخی منفی است. تجمع بقایای گیاهی در زیر تاج گیاهان، تغییرات معنی‌داری را در خواص شیمیایی خاک به خصوص در مناطق خشک و نیمه خشک ایجاد می‌نماید (18).

اوروزکو آسیوز[6] و همکاران (2015) نشان دادند که پتانسیل احیاء گونه جراح (Eucalyptus marginata) با بهبود شرایط خاک توسط کاشت گونه‌های غیربومی افزایش می‌یابد. در بررسی اثرات کشت آتریپلکس بر روی خصوصیات خاک مشخص گردید که در اثر ریزش اندام هوایی بر روی خاک میزان پتاسیم و فسفر خاک سطحی افزایش می­یابد (8). محبی و همکاران (1395) با مطالعه در مراتع شهریار نشان دادند که کاشت Atriplex canescenc هر چند باعث افزایش ازت و پتاسیم سطحی خاک می­شود، با افزایش سدیم و هدایت الکتریکی تاثیرات منفی بیشتری بر خاک دارد.

 بنابراین شناخت این اثرات در گونه های مختلف می‌تواند درجهت معرفی گونه‌های گیاهی مناسب که علاوه بر تطابق اکولوژیک با شرایط محیط بر پوشش گیاهی همراه و محیط کشت نیز دارای اثرات مطلوب باشند، کمک کند. با توجه به اینکه پایداری خاک پیش نیاز پایداری تولید علوفه در مرتع می باشد، از این‌رو می‌بایست شاخص­های کیفیت خاک مورد بررسی قرار گیرد (10).

تجزیه و تحلیل ویژگیهای بیولوژیکی و زیست محیطی گونه‌های گز سازگاری وسیعی را نسبت به شرایط مختلف و بردباری بالا نسبت به تنش‌های محیطی را نشان می‌دهد. از یک سو قادر است در خاکهای شنی و شور رشد کند و خشکی و درجه حرارت بالای محیط را تحمل کند، به طوری که به عنوان گونه غالب در اطراف نمکزارهای مناطق خشک و نیمه خشک تلقی می‌گردد. از طرف دیگر بخاطر قدرت رقابتی بالا و انتقال املاح از اعماق خاک و آب به لایه سطحی خاک زیستگاه را ملزم به تشکیل جوامع تک گونه‌ای می‌کند و باعث کاهش تنوع گونه‌ای می‌شود (3).

گیاه آتریپلکس هر ساله مقداری کلرور سدیم (نمک) را از خاک برداشت و در خود ذخیره می‌نماید، بنابراین اگر بتوان به موقع نسبت به برداشت یا چرای آن اقدام نمود، باعث اصلاح خاک در غیر این صورت با ریختن برگها و یا شستشوی گیاه به وسیله باران مقدار زیادی از نمکهای طبقات عمیق زمین که به وسیله گیاه جذب شده، به خاک رسیده و شوری آن را در عمق سطحی بیشتر خواهد نمود (12).

 در مطالعات متعددی نشان داده شده است که کشت برخی گونه‌ها از جمله گز و آتریپلکس موجب تغییر در خصوصیات خاک می‌شود (6، 8، 15، 20، 23 و 28). به منظـور احیای پوشش­گیـاهی مـراتـع تخریب­شده، بسته به نـوع منـطقه آب و هـوایی گـونه­هایی پیشنـهاد می‌شود که معیار مهم آن تطابق گونه با شرایط اکولوژیک منطقه است. در این تحقیق سعی شده است با توجه به مطالب ذکر شده دستیابی به پاسخ­های زیر مد­نظر می باشد: کشت گونه های Tamarix aphylla (L.) Karst. و  Atriplex canescens (Pursh) Nutt.چه تاثیری بر روی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک منطقه داشته است؟ و دیگر این که کدامیک از این دو گونه مورد مطالعه جهت استفاده در عملیات اصلاحی خاک مناسب­تر است؟

 

مواد و روشها

منطقه مورد مطالعه

منطقه مورد مطالعه از لحاظ تقسیمات کشوری در منتهی الیه شمال شرقی استان سیستان و بلوچستان و در شهرستان زهک قراردارد (شکل 1). این منطقه از نظر جغرافیایی بین عرضهای 30 درجه و 50 دقیقه و 11 ثانیه تا 30 درجه و 55 دقیقه و 8 ثانیه شمالی و طولهای 61 درجه و 30 دقیقه و 55 ثانیه تا 61 درجه و 40 دقیقه و 33 ثانیه شرقی واقع شده است. شیب عمومی با توجه به روند تغییر ارتفاع از جنوب به شمال و شمال غرب بوده و  این تغییرات با دامنه بسیار کم  و بصورت تقریباً  یکنواخت انجام می‌گیرد (حداکثر ارتفاع از سطح دریا 483 متر و حداکثر آن 495 متر می‌باشد) که این نیز حکایت از دشتی و مسطح بودن منطقه دارد (16).

طبق روش دومارتن اقلیم این محدوده دارای اقلیم خشک و بیابانی با درجه حرارت مطلق حداکثر 49 و حداقل 10- درجه سانتی‌گراد می‌باشد و متوسط حرارت بدست آمده از ایستگاه سینوپتیک آن برابر 6/22 درجه سانتی‌گراد است. بارندگی متوسط سالیانه آن در حدود 57 میلی‌متر است که از نوسان فصلی و سالیانة زیادی برخوردار است. وزش بادهای 120 روزه از دیگر ویژگیهای این منطقه محسوب می‌گردد که از اوایل خرداد آغاز و تا اواخر شهریور ادامه دارد. این ناحیه در مسیر فعل و انفعلات جوی کانونهای پرفشار شمالشرقی و کانونهای نسبی کم‌فشار جنوب شرقی کشور قرار گرفته است و وزش بادهای آن نیز متأثر از این مسئله است (16).

در پوشش گیاهی طبیعی منطقه مورد مطالعه دستکاری‌هایی صورت گرفته است. سه کاربری اصلی اراضی در منطقه مجزا می‌گردد که شامل مراتع یا جنگلهای دست کاشت، اراضی کشاورزی و مسکونی و اراضی رها شده کشاورزی می‌باشد. گیـاهان خـانواده Chenopodiaceae،TamaricaceوPoaceaeدر این منطقه دارای بیشـترین فـراوانی هستـند. اکثر گونه­های موجود در منطقه گونه­های دست­کاشت می­باشند از جمله گونه گز و آتریپلکس که بیش از 25 سال از زمان کشت این گونه ها می­گذرد. از گـونه­های همراه این گونه­ها می‌توان به Alhagi camelorum (خارشتر)، Pharagmetis australis(نی)، Cynodon dactylon (مرغ)، Lepidium latifolium (موچه)، Cressa cretica (علف مورچه)، Suaeda fruticosa (سیاه شور)، Prosopis farcta (کهورک، جغجغه)،  T. stricta(گز راست)، T. hispida(گز رودخانه ای) و  Haloxylon ammodendron (تاغ) اشاره نمود (16).

 

 

N

 

شکل 1- موقعیت جغرافیایی منطقه مورد مطالعه

 


 روش تحقیق  

در سال 1372 به منظور احیاء بیولوژیک در این منطقه گونه‌های A. canescens و T. aphyllaدر وسعتی حدود 42 هکتار و به فاصله کاشت 5 متر در 5 متر کشت شده‌اند. در پایان فصل رویش (پاییز) به منطقه مراجعه شد و بر اسـاس پوشش غالب، تیپ­های خالص این دوگونه شناسایی شدند. نمونه برداری به روش تصادفی- سیستماتیک در طول 4 ترانسکت انجام شد. جهت نمونه برداری 2 ترانسکت به صورت موازی به فاصله 50 متر از هم و 2 ترانسکت به صورت عمود بر آن مستقر گردید. طول ترانسکت بر اساس تغییرات منطقه وسعت منطقه معرف 1000متر تعیین گردید. در ابتدا و انتهای هر ترانسکت از خاک پای هریک از گونه­ها در دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی متری خاک  نمونه برداری انجام گرفت. در هر رویشگاه تعداد 8 نمونه از هر عمق با استفاده از اوگر برداشت شد. همچنین 8 نمونه خاک در 2 عمق به عنوان شاهد در فضاهای خالی مجاور برداشت شد.

نمونه­های خاک ابتدا در دمای اتاق و در هوای آزاد خشک شدند. سپس هر نمونه به طور مجزا در هاون کوبیده شد و از الک 2 میلیمتری عبور داده و اندازه گیری ‌پارامترهای مورد نظر بر روی این نمونه ها صورت گرفت. بافت خاک با استفاده از روش هیدرومتری بایکاس مشخص گردید. اسیدیته خاک با استفاده از دستگاه pH متر مدل 901 با مخلوط خاک و آب مقطر به نسبت 1 به 5/2 تعیین گردید. هدایت الکتریکی به روش عصاره گیری به دست آمد. کربن آلی خاک به روش Walkley-Black اندازه گیری شد. ازت خاک با استفاده از روش نیمه میکرو کجلدال تعیین شد. فسفر قابل جذب از روش اولسن با دستگاه اسپکتوفتومتر اندازه گیری شد. پتاسیم قابل جذب نیز با استفاده از روش طیف سنج اتمی به دست آمد. درصد آهک هر یک از نمونه‌ها نیز به روش تیتراسیون تعیین گردید (1).

تجزیه آماری داده‌ها

نرمال بودن داده‌ها با استفاده از آزمون Kolmogorov-Smirnov و همگنی واریانس‌ها با آزمون Levene’s بررسی شد. در هر عمق از خاک، اثرات نوع کاشت بر پارامترهای مورد اندازه‌گیری از آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) و برای مقایسه میانگین‌ها از آزمون‌ Duncan استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل آماری از نرم افزار SPSS v.16 استفاده شد.

 

نتایج

نتایج نشان داد که بافت خاک تحت کشت هر دو گونه سیلتی لوم بود. در جداول 1 و 2 میانگین پارامترهای فیزیکی و شیمیایی خاک تحت دو گونه مورد مطالعه در دو عمق مختلف آمده است.

نتایج تجزیه واریانس یک طرفه در مورد خصوصیات خاک نشان داد که در عمق 30 – 0 سانتی‌متری میزان نیتروژن، درصد رس، درصد سیلت، آهک، فسفر و کربن و نسبت کربن به نیتروژن تفاوت معنی دار نداشت. در حالیکه میزان هدایت الکتریکی، اسیدیته، پتاسیم و درصد شن در سطح 1% تفاوت معنی دار دارند و در مورد عمق دوم خاک تنها مقدار اسیدیته در میان مناطق دست کاشت و شاهد اختلاف معنی دار داشت (p< 01/0) اما در مورد بقیه پارامترهای فیزیکی و شیمیایی مورد بررسی تفاوت معنی­‌داری مشاهده نشد (جداول 1 و 2).

 

 

جدول 1- میانگین مشخصه‌های فیزیکوشیمیایی خاک عمق اول در دو تیپ گیاهی و مناطق شاهد (خطای استاندارد در داخل پرانتز نشان داده شده است.)

خصوصیات اندازه­گیری شده

گز شاهی

آتریپلکس

شاهد

P

هدایت  الکتریکی

mmhos/cm

b (29/4) 70/15

a (64/6) 98/47

b (14/3) 80/15

**

اسیدیته

b (04/0) 62/8

a (05/0) 92/8

b (06/0) 70/8

**

پتاسیم (ppm)

a (17/43) 460

b (41/15) 325

c (91/17) 180

**

فسفر (ppm)

a (98/0) 35/3

a (29/0) 35/3

a (40/0) 50/2

ns

نیتروژن (%)

a (002/0) 03/0

a (01/0) 07/0

a (008/0) 04/0

ns

سیلت (%)

a (13/4) 25/69

a (13/2) 75/79

a (34/4) 25/71

ns

شن (%)

a (70/3) 25/24

b (47/1) 00/8

ab (26/6) 25/16

**

رس (%)

a (95/0) 50/6

a (85/0) 25/12

a (13/4) 50/12

ns

آهک (%)

a (96/0) 80/19

a (85/0) 12/19

a (92/0) 25/18

ns

کربن (%)

a (02/0) 33/0

a (18/0) 66/0

a (09/0) 47/0

ns

نسبت کربن به نیتروژن

a (04/0) 48/11

a (12/0) 67/11

a (08/0) 48/11

ns

ns، معنی دار نبودن اثر تیمارها؛ ** ، 01/0 > p دانکن؛ حروف لاتین مشابه مبین عدم وجود تفاوت آماری معنی دار در میان تیمارها می باشد.

 

مقایسه میانگین‌ها در دو عمق خاک نشـان داد به جز قابلیت هدایت الکتریکی، اسیدیته، پتاسیم و درصد شن در عمق اول در بقیه صفات بین مقادیر میانگین­ها اختلاف معنی‌داری وجود نداشت و در عمق دوم به جز اسیدیته در بقیه موارد اختلاف معنی داری مشاهده نشد.

 با توجه به جدول 1 میزان هدایت الکتریکی در عمق اول مربوط به گونه آتریپلکس بیشتر از مقدار آن در خاک تحت گونه گز  و منطقه شاهد  می‌باشد.

میزان pH خاک در عمق اول مناطق دست کاشت آتریپلکس (92/8) بیشتر از مقدار آن در خاک تحت گونه گز (62/8)  و منطقه شاهد (7/8) اندازه‌گیری شد(جدول 1). این خصوصیت در عمق دوم خاک زیر کاشت آتریپلکس (02/9) بیشتر از منطقه غیر دست کاشت (65/8) بود (جدول 2).

مقدار پتاسیم در عمق اول خاک بین گونه آتریپلکس، گز و منطقه شاهد اختلاف معنی­داری داشت  بیشترین مقدار پتاسیم مربوط به منطقه تحت کشت گز (ppm460) و کمترین میزان مربوط به منطقه شاهد (ppm180) بود.

 

 

جدول 2- میانگین مشخصه‌های فیزیکوشیمیایی خاک عمق دوم در دو تیپ گیاهی و مناطق شاهد شهرستان زهک (خطای استاندارد در داخل پرانتز نشان داده شده است.)

خصوصیات اندازه­گیری شده

گز شاهی

آتریپلکس

شاهد

P

هدایت  لکتریکی

(mmhos/cm)

a (59/3) 07/13

a (72/2) 45/14

a (19/1) 60/5

ns

اسیدیته

ab (08/0) 72/8

a (08/0) 02/9

b (12/0) 65/8

**

پتاسیم (ppm)

a (76/48) 255

a (14/20) 143

a (50/2) 127

ns

فسفر (ppm)

a (38/0) 30/3

a (4/0) 80/2

a (12/0) 45/2

ns

نیتروژن (%)

a (004/0) 031/0

a (006/0) 025/0

a (002/0) 025/0

ns

سیلت (%)

a (12/3) 50/66

a (83/2) 00/73

a (03/3) 75/73

ns

شن (%)

a (00/6) 25/19

a (76/4) 25/17

a (49/4) 75/17

ns

رس (%)

a (75/3) 25/14

a (59/2) 75/9

a (85/1) 50/8

ns

آهک (%)

a (64/0) 00/19

a (09/1) 75/18

a (66/0) 25/19

ns

کربن (%)

a (05/0) 35/0

a (06/0) 29/0

a (03/0) 28/0

ns

نسبت کربن به نیتروژن

a (16/0) 47/11

a (07/0) 57/11

a (12/0) 35/11

ns

ns، معنی دار نبودن اثر تیمارها؛ ** ، 01/0 > p دانکن؛ حروف لاتین مشابه مبین عدم وجود تفاوت آماری معنی دار در میان تیمارها می باشد.

 

 

بین میانگین درصد شن در عمق اول خاک دو رویشگاه و منطقه شاهد اختلاف معنی­داری مشاهده شد،  به طوری که بیشترین درصد شن مربوط به منطقه تحت کشت گز (25/24 درصد) و کمترین میزان مربوط به آتریپلکس (8 درصد) می‌باشد (جدول 1).

 

بحث و نتیجه گیری

مقدار قابلیت هدایت الکتریکی و اسیدیته خاک تحت کشت گونه آتریپلکس دارای تفاوت معنی داری با خاک منطقه شاهد و تحت کشت گز بود و از نظر عددی بیش از منطقه شاهد بود که به احتمال زیاد نشان دهنده نفوذ شوری در اثر ریزش برگ­ها و لاشبرگ به اعماق خاک می باشد. با توجه به این که میزان قابلیت هدایت الکتریکی بیش از 4 میلی‌موس و مقدار اسیدیته بیش از 5/7 می‌باشد، خاک این منطقه جزءخاکهای شور قلیایی می‌باشد. منطقه مورد مطالعه جزء مناطق خشک و نیمه خشک کشور است. در این مناطق بدلیل کمبود بارندگی و اقلیم خشک، املاح در خاک تجمع پیدا می‌کنند و در نتیجه خاک­های شور حاصل می‌شود. قبل از اقدام به کاشت، وضعیت حاصلخیزی خاک­ها و عدم شور بودن آنها را باید مدنظر قرار داد و برای دستیابی به عملکرد بالا، در مناطقی که خاک شور است، ازکشت ارقام متحمل به شوری بهره برد. بیشتر مطالعات از جمله سینگ[7] و همکاران (2012) نشان از کاهش هدایت الکتریکی خاک در پی احیاء بیولوژیک در اراضی سدیمی تخریب شده دارد، اما تحقیق حاضر مبین این موضوع نبودکه مربوط به نوع گونه‌های کاشته شده در این منطقه است.  

مطالعات متعدد در نقاط مختلف دنیا حاکی از این است که بین شوری و قلیائیت خاک همبستگی خاص وجود دارد. اگر غلظت املاح در خاک کمتر از 4 گرم در لیتر باشد، pH آن معمولا از 8 کمتر است. درجه شوری خاک  در منطقه ریشه نسبت به عمق متغیر است. مقدار قابلیت هدایت الکتریکی در خاک عمق اول بیش از خاک عمق دوم بود و این تفاوت به دلیل آبشویی خاک می­باشد (13).

در مورد مقایسه میانگین خصوصیات خاک پای گونه‌های مورد بررسی و منطقه شاهد در عمق اول نشان می‌دهد که مقادیر قابلیت هدایت الکتریکی، اسیدیته، پتاسیم و درصد شن در سطح 1% دارای اختلاف معنی دار می‌باشند و نیتروژن، رس، سیلت، شن، آهک، فسفر، کربن و نسبت کربن به نیتروژن تفاوت معنی‌داری ندارند. وزش بادهای 120 روزه و طوفانهای گرد و خاک در منطقه که باعث جابجایی مواد یا خروج آنها از سطح خاک می‌شود، شاید در این مورد بی تأثیر نباشد. مهدوی اردکانی و همکاران (1389) در بررسی تأثیر گونه‌های گز، تاغ و اشنان بر خاک در منطقه چاه افضل یزد در منطقة گز کاری نشان دادند که کشت گز سبب افزایش معنی دار مقادیر کربن، نسبت کربن به نیتروژن، پتاسیم، مادة آلی و واکنش خاک در عمق اول شد. یاسر کورکانس[8] (2014) نیز گزارش داد که جنگل‌کاری های کاج سیاه و سدر لبنان موجب افزایش کربن آلی خاک شدند.  نتایج این تحقیق با یافته‌های رسولی (1383) مبنی بر افزایش مقدار پتاسیم خاک در اثر کشت شورگز، مطابقت دارد. افزایش مادة آلی خاک و در پی آن افزایش عناصر حاصلخیزی مانند پتاسیم از نتایج مثبت کشت گز در منطقه است. حجم بالای لاشبرگ و شرایط میکروکلیمای بهتر نسبت به محیط شاهد می تواند در بهبود مادة آلی تأثیرگذار باشد (5). ین[9] و همکاران (2010) در مطالعه خود در رویشگاه­های جنس گز در دشت رسوبی صحرای تاکلاماکان چین گزارش کردند که افزایش میزان عناصر غذایی خاک (ماده آلی، فسفر و پتاسیم) در زیر تاج پوشش گز بیانگر آن است که این گونه می‌تو‌اند برای احیاء پوشش گیاهی و ارتقاء بهره وری از زمینهای شور سودمند باشد، لیکن افزایش EC و pH از اثرات منفی این گونه بر خواص شیمیایی خاک می‌باشد. ارازی و همکاران (1392) نیز در مطالعه خود در اردکان نشان دادند که گز شاهی به عنوان بادشکن موجب افزایش میزان املاح و EC خاک و همچنین افزایش یونهای منیزیم، کلسیم و سدیم شده است.

به طور کلی در طول فصل خشک، گیاه با تنش خشکی روبرو شده و برای جذب بیشتر آب از خاک غلظت املاح را در برگ های خـود افزایش می دهد. پس از اتمام فصل خشک و رفع تنش خشکی، ریزش برگ های گیاه و همچنین ریزش های جوی موجب افزایش هدایت الکتریکی در زیر گیاه می­شود. در برخی منابع ذکر شده که در رابطه با گیاه گز نشت املاح از طریق برگ گیاه بیشتر است، به طوری  که در بیشتر موارد برگ‌ها به رنگ سفید مشاهده می‌شود و ذرات املاح به صورت قطره از برگ ها به زمین می­ریزد. اما در این منطقه گونه آتریپلکس باعث شوری بیشتر خاک شده است. شاید بالا بودن میانگین درصد شن در بافت خاک تحت گونه گز در آبشویی املاح در خاک سطحی موثر باشد. هر چند در مطالعات متعددی شوری بالای خاک در زیر تاج پوشش گونه‌های گز گزارش شده است، اما این نکته مبهم است که این شوری خاک آیا به خاطر حضور گز است یا عوامل محیطی دیگر (7). علیرغم قابلیت گونه‌های گز در جذب نمک از آبهای زیرزمینی و انتقال آن به بافت برگ و سپس ترشح آن به خاک (2)، برخی محققین معتقدند که همبستگی مثبت میان شوری خاک با حضور گز به دلیل مقاوم‌تر بودن این گونه نسبت به شوری بالای خاک نسبت به گونه‌های دیگر است (25).

مشخص شد که بافت این خاکها از نوع سیلتی لوم می‌باشد. به دلیل تأثیر رسوبات بادی و آبی در رده خاکهای آنتی سول قرار می‌گیرند (16). نسبت کربن به نیتروژن در خاک پای گونه گز در دو عمق خاک از نظر عددی کمتر از گونه آتریپلکس بدست است، هر چند که این اختلاف چندان مشهود نیست. نسبت کربن به نیتروژن عامل مهمی است که می­تواند در حاصلخیزی خاک تأثیر بگذارد. هر چه میزان نسبت کربن به نیتروژن کمتر باشد آن گیاه دارای لاشبرگ مناسبتری برای حاصلخیزی خاک می‌باشد. هر چه این نسبت کمتر باشد، مقاومت بازمانده­های گیاهی در مقابل عوامل تحزیه کننده کمتر است، یعنی زودتر تجزیه می­شوند (22). 

  در کل با توجه به تاثیر زیاد گونه آتریپلکس در شور و قلیایی کردن خاک و کم بودن نسبت کربن به نیتروژن در گونه گز، کشت گونه گز نسبت به گونه آتریپلکس در این منطقه مناسب‌تر به نظر می‌رسد. نتایج این تحقیق مشابه یافته‌های خطیر نامنی (1384) در استان گلستان، بیانگر اثرات مثبت و یا منفی آتریپلکس کشت شده بر روی خاک منطقه زهک سیستان است. با کاشت این گونه شوری و قلیائیت خاک افزایش یافته است و در دیگر پارامترهای مور بررسی نظیر کربن آلی، ازت، فسفر و پتاسیم نیز گرچه از نظر آماری اختلاف معنی‌داری ثابت نشد، اما میانگین عددی این پارامترها افزایش داشته است. رحیمی‌زاده و همکاران (1389) نیز خاطر نشان کردند که کاشت آتریپلکس موجب افزایش اسیدیته خاک در سربیشه شده است. این نتیجه با تحقیقات رحیمی‌زاده و همکاران (1389) مغایرت داشت بطوری که میزان ماده آلی در زیر آتریپلکس در مقایسه با شاهد و گیاه تاغ به خصوص در عمق­های سطحی افزایش چشمگیری داشت که از نظر آماری این اختلاف در مقایسه با شاهد معنی‌دار می‌باشد. خلخالی و همکاران (1384) درمطالعه اثرات کشت گونه گیاهی A. canescens بر خصوصیات شیمیایی خاک در دو منطقه متفاوت اقلیمی، داشلی برون ترشکلی و اخترآباد کرج اظهار داشتند، شوری، ماده آلی، نیتروژن، فسفر و پتاسیم قابل جذب در خاک زیربوته ها افزایش معنی دار داشت و این افزایش در ارتباط با تمرکز بخش های ضایعاتی گیاهان که توانایی پدیدآوردن تغییرات معنی دار در خواص شیمیایی خاک را دارند، می‌باشد. شیدای کرکج و همکاران (1392) در مطالعه خود در چپرقویمه گنبد نشان دادند که کاشت آتریپلکس موجب افزایش کربن آلی خاک شده است.

گیتی (1375) در بررسی اثر کشت گیاهان گز و آتریپلکس بر روی شوری خاک نشان داد که با کشت این گیاهان مقدار هدایت الکتریکی، سدیم و کلر کاهش می یابد. همچنین در مناطق کشت نشده تعداد دو عنصر مذکور در افقهای سطحی بیشتر و اثر آتریپلکس در کاهش شوری تا عمق 60 سانتی متری چشم‌گیرتر بود. ناصری (1378) در بررسی اثرات بوم شناختی آتریپلکس کانیسنس در خراسان دریافتند اسیدیته خاک درافق سطحی بین عرصه آتریپلکس کاری و عرصه شاهد تفاوت معنی داری نداشته، اما هدایت الکتریکی و سدیم در عمق دوم خاک افزایش معنی­داری داشته است. حنطه (1382) نیز اثرات کشت A. canescens بر روی پوشش گیاهی و خاک در منطقه استپی زاویه زرند ساوه رابررسی و اظهار داشت این گونه باعث افزایش برخی از عناصر نظیر پتاسیم، سدیم، نیتروژن، آهک، اسیدیته، ماده آلی و هدایت الکتریکی در عمق 20 سانتی‌مت ی زیر بوته‌ها می‌گردد.

به طور کلی تحقیقات نشان می­دهد که همواره ارتباط نزدیکی بین خاک و پوشش منطقه دارد به طوری که این ارتباط در عمق های مختلف متفاوت می­باشد. این تاثیرات می تواند مثبت یا منفی باشد اما برای انتخاب گونه مناسب برای احیا و حفاظت خاک همه عوامل و تاثیرات در عمق های مختلف نیز باید مدنظر قرار گیرد. با توجه به برخی تاثیرات مثبت گونه آتریپلکس که گونه­ای غیر بومی می باشد، اما به نظر می­رسد که گونه‌های گیاهی محلی سازگار نیز این تاثیرات را شاید بهتر نشان می دهد (14). در نتیجه ارجحیت دارد در وهله اول از گونه های بومی منطقه استفاده شود. در این تحقیق مشخص شد که کاشت آتریپلکس موجب افزایش شوری و واکنش خاک گردید. لذا، جهت احیاء بیولوژیک منطقه کشت گونه گز شاهی به عنوان یک گونه بومی نسبت به گونه آتریپلکس مناسب تر به نظر می‌رسد.

سپاسگزاری:

این مقاله با حمایت مالی دانشگاه زابل (کد پژوهانه: UOZ-GR-9517-29) انجام گرفته است. بدینوسیله نویسندگان مراتب تشکر خود را از آن دانشگاه اعلام می دارند.

 

   

 

Refrences:

 

1. Ali Ehyaei, M. & A. Behbahanizadeh, 1993. Descriptions of soil chemical analysis methods. Soil and Water Research Institute, Technical Repot No. 893, 129 p. (In Persian)

2. Arndt, S.K., C. Arampatsis,  A. Foetzki, X. Li, F. Zeng & X. Zhang, 2004. Contrasting patterns of leaf solute accumulation and salt adaptation in four phreatophytic desert plants in a hyperarid desert with saline groundwater. Journal of Arid Environments 59: 259-270.

3. Arazi, A., M. H. Emtahani, M.R. Ekhtesasi & H. Sodaeezadeh,  2012. Effect of Tamarix aphylla as tree windbreak on salinity soil agriculture lands in dry region (case study: Ardakan). Watershed Management Research (Pajouhesh & Sazandegi) 99(2): 53-59.

4. Belsky, A.J. & C. D. Canham, 1994. Forest gaps and isolated savanna trees: An application of patch dynamics in two ecosystems. Bioscience 44: 77-84.

5. Emtahani, M. H., 1992. Bio-ecological Survey of Tamrix planted forest in Chaz Afzal Ardakan, Yazd. Master's thesis in Forestry, Faculty of Natural Resources, Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources, 86 p.

6. Giti, A., 1996. Effects of planting Tamarix spp. & Haloxylon spp. on soil salinity. Desert 1(1): 52-39. (In Persian)

7. Glenn, E.P., K. Morino, P.L. Nagler, R.S. Murray, S. Pearlstein & K.R. Hultine, 2012. Roles of saltcedar (Tamarix spp.) and capillary rise in salinizing a non-flooding terrace on a flow-regulated desert river. Journal of Arid Environments 79: 56-65.

8. Hante, A., 2003. Investigating the Effects of planted Atriplex canescens on Native Vegetation and Soil. Ph.D Thesis, Faculty of Natural Resources, University of Tehran, 120 p. (In Persian)

9. Jafari, M. & N. Rahimzadeh, 2004. Final report of C/N research project. Tehran Universirty, 35 pp. (In Persian)

10. Jafari, M., N. Rahimzadeh & Q. Dianati, 2006. Study on relationship between litter quality and arial parts in some rangeland species. Pajouhesh & Sazandegi 72(3): 89-96. (In Persian)

11. Khalkhali, S.A., M. Goodarzi & M. Jafari, 2005. Investigation of the interrelationship between physical and chemical properties of soil and plant characteristics of Atriplex canescens in two different climatic regions. Desert 10(2): 311-324.

12. Khatir Namani, J., 2005. Effect of Atriplex on soil rangelands in Golestan Province. Iranian Journal of Range and Desert Research 12 (3): 311-334. (In Persian)

13. Mahdavi Ardakani, R., M. Jafari, N. Zargham, M. Zare Chahooki, N. Baghestani Meibodi & A. Tavili, 2011. Investigation on the effects of Haloxylon aphyllum, Seidlitzia rosmarinus and Tamarix aphylla on soil properties in Chah Afzal-Kavir (Yazd). Iranian Journal of Forest 2 (4): 357-365. (In Persian)

14. Mohebbi, A., E. Zandi Esfahan & A. Eftekhari, 2017. Effects Of Atriplex Canescens On soil properties and organisms' activities under grazing and exclosure conditions (Case study: Shahriar Rangelands). Desert Ecosystem Engineering 13(4): 57-66. (In Persian)

15. Naser, K., 1999. Investigation of the ecological effects of Atriplex canescens on planted environments (case study: Khorasan province). MSc Thesis, Faculty of Natural Resources, University of Tehran, 84 p.

16. Natural Resources Office of Sistan & Baluchestan, 2011. Identification and control of the wind erosion centers of Zahak city, 332 p. (In Persian)

17. Neal, M., H. Khademi & M. Hafabbasi, 2004. Response of soil quality indicators and their spatial variability to land degradation in central Iran. Applied soil Ecology 27: 221-223.

18. Ohrtman, M.K., A.A. Sher & K. Lair, 2012. Quantifying soil salinity in areas invaded by Tamarix spp. Journal of Arid Environments 85: 114-121.

19. Orozco-Aceves, M, R.J. Standish & M. Tibbett, 2015. Long-term conditioning of soil by plantation eucalypts and pines does not affect growth of the native jarrah tree. Forest Ecology and Management 338: 92-99.

20. Rahimizadeh, A., J. Farzadmehr, A. A. Rostagi & M. Ramezani Gask, 2010. Comparison of effects of planting Haloxylon spp. and Atriplex spp. on the characteristics of vegetation cover and ranglands soil (A case study: Salemabad, sarbishe, Iran). Journal of Renewable Natural Resources Research 1(2): 1-13. (In Persian)

21. Rasooli, B., 2004. Comparison of effects of planting Haloxylon spp., Atriplex spp. and Tamarix spp. on physic- chemical soil properties. MSc Thesis, Faculty of Natural Resources, University of Tarbiat-Modares, 162 p. (In Persian)

22. Saleh Rastin, N., 1978. Soil Biology, Tehran University Press, 470 pp. (In Persian)

23. Sheidai Karkaj, E., H. Barani, M. Akbarlo, Gh.A. Heshmati & F. Khormali, 2013. Cost comparing of soil carbon sequestration in rangeland reclamation practices through plantation of Agropyron elongatum and Atriplex lentiformis (Case Study: Chapr goymeh of Gonbad). Journal of Water and Soil Conservation 20(1):241-252. (In Persian)

24. Singh, K., B. Singh & R.R. Singh, 2012. Changes in physic – chemical, microbial and enzymatic activities during restoration of degraded sodic land: ecological suitability of mixed forest over monoculture plantation. CATENA 96: 57-67.

25. Stromberg, J.C., M.K. Chew, P.L. Nagler & E.P. Glenn, 2009. Changing perceptions of change: the role of scientists in Tamarix and river management. Restoration Ecology 17: 177-186.

26. Yasar Korkance, S., 2014. Effects of afforestation on soil organic carbon and soil properties. CATENA 12: 62-69.

27. Xia, J., S. Zhang, J. Guo, Q. Rong & G.Zhang, 2015. Critical effects of gas exchange parameters in Tamarix chinensis Lour on soil water and its relevant environmental factors on ashellridge island in China’s Yellow River Delta. Ecological Engineering 76: 36–46.

28. Yin, C.H., G.U. Feng, F. Zhang, C.Y. Tian & C. Tang, 2010. Enrichment of soil fertility and salinity by tamarisk in saline soils on the northern edge of the Taklamakan Desert. Agricultural Water Management 97(12): 1978-1986.

 

 

 

 



[1] - دانش آموخته کارشناسی ارشد مرتعداری، دانشگاه زابل و رییس اداره منابع طبیعی زاهدان

[2] - نویسنده مسئول : دانشیار، عضو هیأت علمی دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل  . E-mail: erouhimm@uoz.ac.ir

[3] - استادیار، عضو هیأت علمی دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گنبد

[4] - کارشناس ارشد اداره منابع طبیعی شهرستان زاهدان

[5] - استادیار، عضو هیأت علمی دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل

[6] Orozco-Aceves

[7] Singh

[8] Yasar Korkance

[9] Yin

Refrences:

 

1. Ali Ehyaei, M. & A. Behbahanizadeh, 1993. Descriptions of soil chemical analysis methods. Soil and Water Research Institute, Technical Repot No. 893, 129 p. (In Persian)

2. Arndt, S.K., C. Arampatsis,  A. Foetzki, X. Li, F. Zeng & X. Zhang, 2004. Contrasting patterns of leaf solute accumulation and salt adaptation in four phreatophytic desert plants in a hyperarid desert with saline groundwater. Journal of Arid Environments 59: 259-270.

3. Arazi, A., M. H. Emtahani, M.R. Ekhtesasi & H. Sodaeezadeh,  2012. Effect of Tamarix aphylla as tree windbreak on salinity soil agriculture lands in dry region (case study: Ardakan). Watershed Management Research (Pajouhesh & Sazandegi) 99(2): 53-59.

4. Belsky, A.J. & C. D. Canham, 1994. Forest gaps and isolated savanna trees: An application of patch dynamics in two ecosystems. Bioscience 44: 77-84.

5. Emtahani, M. H., 1992. Bio-ecological Survey of Tamrix planted forest in Chaz Afzal Ardakan, Yazd. Master's thesis in Forestry, Faculty of Natural Resources, Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources, 86 p.

6. Giti, A., 1996. Effects of planting Tamarix spp. & Haloxylon spp. on soil salinity. Desert 1(1): 52-39. (In Persian)

7. Glenn, E.P., K. Morino, P.L. Nagler, R.S. Murray, S. Pearlstein & K.R. Hultine, 2012. Roles of saltcedar (Tamarix spp.) and capillary rise in salinizing a non-flooding terrace on a flow-regulated desert river. Journal of Arid Environments 79: 56-65.

8. Hante, A., 2003. Investigating the Effects of planted Atriplex canescens on Native Vegetation and Soil. Ph.D Thesis, Faculty of Natural Resources, University of Tehran, 120 p. (In Persian)

9. Jafari, M. & N. Rahimzadeh, 2004. Final report of C/N research project. Tehran Universirty, 35 pp. (In Persian)

10. Jafari, M., N. Rahimzadeh & Q. Dianati, 2006. Study on relationship between litter quality and arial parts in some rangeland species. Pajouhesh & Sazandegi 72(3): 89-96. (In Persian)

11. Khalkhali, S.A., M. Goodarzi & M. Jafari, 2005. Investigation of the interrelationship between physical and chemical properties of soil and plant characteristics of Atriplex canescens in two different climatic regions. Desert 10(2): 311-324.

12. Khatir Namani, J., 2005. Effect of Atriplex on soil rangelands in Golestan Province. Iranian Journal of Range and Desert Research 12 (3): 311-334. (In Persian)

13. Mahdavi Ardakani, R., M. Jafari, N. Zargham, M. Zare Chahooki, N. Baghestani Meibodi & A. Tavili, 2011. Investigation on the effects of Haloxylon aphyllum, Seidlitzia rosmarinus and Tamarix aphylla on soil properties in Chah Afzal-Kavir (Yazd). Iranian Journal of Forest 2 (4): 357-365. (In Persian)

14. Mohebbi, A., E. Zandi Esfahan & A. Eftekhari, 2017. Effects Of Atriplex Canescens On soil properties and organisms' activities under grazing and exclosure conditions (Case study: Shahriar Rangelands). Desert Ecosystem Engineering 13(4): 57-66. (In Persian)

15. Naser, K., 1999. Investigation of the ecological effects of Atriplex canescens on planted environments (case study: Khorasan province). MSc Thesis, Faculty of Natural Resources, University of Tehran, 84 p.

16. Natural Resources Office of Sistan & Baluchestan, 2011. Identification and control of the wind erosion centers of Zahak city, 332 p. (In Persian)

17. Neal, M., H. Khademi & M. Hafabbasi, 2004. Response of soil quality indicators and their spatial variability to land degradation in central Iran. Applied soil Ecology 27: 221-223.

18. Ohrtman, M.K., A.A. Sher & K. Lair, 2012. Quantifying soil salinity in areas invaded by Tamarix spp. Journal of Arid Environments 85: 114-121.

19. Orozco-Aceves, M, R.J. Standish & M. Tibbett, 2015. Long-term conditioning of soil by plantation eucalypts and pines does not affect growth of the native jarrah tree. Forest Ecology and Management 338: 92-99.

20. Rahimizadeh, A., J. Farzadmehr, A. A. Rostagi & M. Ramezani Gask, 2010. Comparison of effects of planting Haloxylon spp. and Atriplex spp. on the characteristics of vegetation cover and ranglands soil (A case study: Salemabad, sarbishe, Iran). Journal of Renewable Natural Resources Research 1(2): 1-13. (In Persian)

21. Rasooli, B., 2004. Comparison of effects of planting Haloxylon spp., Atriplex spp. and Tamarix spp. on physic- chemical soil properties. MSc Thesis, Faculty of Natural Resources, University of Tarbiat-Modares, 162 p. (In Persian)

22. Saleh Rastin, N., 1978. Soil Biology, Tehran University Press, 470 pp. (In Persian)

23. Sheidai Karkaj, E., H. Barani, M. Akbarlo, Gh.A. Heshmati & F. Khormali, 2013. Cost comparing of soil carbon sequestration in rangeland reclamation practices through plantation of Agropyron elongatum and Atriplex lentiformis (Case Study: Chapr goymeh of Gonbad). Journal of Water and Soil Conservation 20(1):241-252. (In Persian)

24. Singh, K., B. Singh & R.R. Singh, 2012. Changes in physic – chemical, microbial and enzymatic activities during restoration of degraded sodic land: ecological suitability of mixed forest over monoculture plantation. CATENA 96: 57-67.

25. Stromberg, J.C., M.K. Chew, P.L. Nagler & E.P. Glenn, 2009. Changing perceptions of change: the role of scientists in Tamarix and river management. Restoration Ecology 17: 177-186.

26. Yasar Korkance, S., 2014. Effects of afforestation on soil organic carbon and soil properties. CATENA 12: 62-69.

27. Xia, J., S. Zhang, J. Guo, Q. Rong & G.Zhang, 2015. Critical effects of gas exchange parameters in Tamarix chinensis Lour on soil water and its relevant environmental factors on ashellridge island in China’s Yellow River Delta. Ecological Engineering 76: 36–46.

28. Yin, C.H., G.U. Feng, F. Zhang, C.Y. Tian & C. Tang, 2010. Enrichment of soil fertility and salinity by tamarisk in saline soils on the northern edge of the Taklamakan Desert. Agricultural Water Management 97(12): 1978-1986.