ارزیابی تنوع بی مهرگان خاکزی در اراضی جنگلکاری، باغی و کشاورزی منطقه کیاپی ساری، استان مازندران

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار پژوهش، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران

2 دانشجوی کارشناس ارشد دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات آیت اله آملی، ایران.

3 استادیار گروه کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات آیت اله آملی، ایران.

چکیده

این تحقیق به ارزیابی تنوع بی مهرگان خاکزی در عرصه­های جنگلکاری بلوط بلندمازو، باغ مرکبات تامسون، اراضی گندم زار و کشت کلزا در منطقه کیاپی ساری می­پردازد. برای هر تیمار عرصه یک هکتاری انتخاب و در آن 10 نقطه به صورت سیستماتیک تصادفی تعیین گردید. نمونه­برداری از 40 میکروپلات خاک در فصل تابستان انجام پذیرفت. کلیه بی­مهرگان خاکزی شامل کرم­های خاکی، پادمان، هزارپایان، کنه­ها، خرخاکی­ها، پروتورا، سیمفیلا، دیپلورا، حشرات بالدار، صدپایان، شبه عقرب­ها، عنکبوت­ها و پادرازان بوده که در نمونه شمارش و زیوزن خشک آن تعیین شد.براساس شاخص­های تنوع شانون و سیمسون میزان میانگین تنوع
بی­مهرگان خاکزی به ترتیب نزولی شامل توده بلندمازو، باغ مرکبات تامسون، عرصه کلزا و عرصه گندم­زار بوده است. البته از نظر شاخص شانون عرصه جنگلکاری در طبقه اول جای گرفته و براساس شاخص سیمسون عرصه­های جنگلکاری، باغ مرکبات تامسون و عرصه کلزا در رتبه اول جای داشته­اند (سطح احتمال 0.05). این تحقیق از ­نظر تنوع بی­مهرگان خاکزی نشان داد عرصه گندم­زار در پایین­ترین مرتبه جای داشته و توده بلندمازو مناسب­ترین عرصه را فراهم ساخته است. نتیجه این ارزیابی بر انجام جنگلکاری در اطراف روستاها تاکید دارد و برای مناطق پرشیب زراعی نیز احداث باغ را توصیه می­نماید.

کلیدواژه‌ها


ارزیابی تنوع بی­مهرگان خاکزی در اراضی جنگلکاری، باغی و کشاورزی منطقه کیاپی ساری، استان مازندران

شیرزاد محمدنژاد کیاسری[1]، فرید مهرام[2]،یوسف نیک نژاد[3]

 

چکیده

این تحقیق به ارزیابی تنوع بی مهرگان خاکزی در عرصه­های جنگلکاری بلوط بلندمازو، باغ مرکبات تامسون، اراضی گندم زار و کشت کلزا در منطقه کیاپی ساری می­پردازد. برای هر تیمار عرصه یک هکتاری انتخاب و در آن 10 نقطه به صورت سیستماتیک تصادفی تعیین گردید. نمونه­برداری از 40 میکروپلات خاک در فصل تابستان انجام پذیرفت. کلیه بی­مهرگان خاکزی شامل کرم­های خاکی، پادمان، هزارپایان، کنه­ها، خرخاکی­ها، پروتورا، سیمفیلا، دیپلورا، حشرات بالدار، صدپایان، شبه عقرب­ها، عنکبوت­ها و پادرازان بوده که در نمونه شمارش و زیوزن خشک آن تعیین شد.براساس شاخص­های تنوع شانون و سیمسون میزان میانگین تنوع
بی­مهرگان خاکزی به ترتیب نزولی شامل توده بلندمازو، باغ مرکبات تامسون، عرصه کلزا و عرصه گندم­زار بوده است. البته از نظر شاخص شانون عرصه جنگلکاری در طبقه اول جای گرفته و براساس شاخص سیمسون عرصه­های جنگلکاری، باغ مرکبات تامسون و عرصه کلزا در رتبه اول جای داشته­اند (سطح احتمال 0.05). این تحقیق از ­نظر تنوع بی­مهرگان خاکزی نشان داد عرصه گندم­زار در پایین­ترین مرتبه جای داشته و توده بلندمازو مناسب­ترین عرصه را فراهم ساخته است. نتیجه این ارزیابی بر انجام جنگلکاری در اطراف روستاها تاکید دارد و برای مناطق پرشیب زراعی نیز احداث باغ را توصیه می­نماید.

 

واژه­های کلیدی: بلندمازو، مرکبات، گندم، کلزا، غنا، فراوانی.

 

 

 

 

 

مقدمه

در عرصه­های منابع­طبیعی و بسیاری دیگر از اکوسیستم­ها میزان تولید وابسته به چرخه عناصر غذایی است.در لایه­های خاک بی­مهرگان خاکزی بی­شماری وجود داشته که از مواد آلی کف جنگل تغذیه می­کنند. این موجودات لاشبرگ­ها را به ابعاد کوچکتری که مورد استفاده میکروارگانیسم­ها است تبدیل می­کنند. از همین رو بی­مهرگان خاکزی از اجزاء با اهمیت خاک بوده که در تقویت چرخه عناصر غذایی، تجزیه مواد آلی و افزایش رویش درختان نقش با اهمیتی ایفا می­نمایند (2، 22). خرده­ریزان خاکزی متغیری با اهمیت در تعیین اثرات آلودگی بر خاک بوده و در فرآیند­های مختلف بیولوژیک، ویژگی­های فیزیک و شیمیایی خاک تاثیری مثبت دارند و عامل مهمی برای انعکاس کیفیت خاک و عملکردهای اکوسیستمی هستند (9، 16). 

تغییرات گروه­های مختلف بی­مهرگان خاکزی تحت تاثیر نوع پوشش گیاهی (5)، ویژگی­های خاک (14) و شرایط آب و هوایی مانند درجه حرارت (23)، میزان رطوبت (3) و ارتفاع از سطح دریا است (8). همچنین فعالیت­های انسانی نیز در روند تغییرات این بی­مهرگان نقشی اساسی دارند. تاثیر شیوه­های مختلف زراعت بر تراکم بی­مهرگان خاکزی به شکلی است که عملیات شخم­زدن و فشرده شدن خاک تاثیر منفی بر این بی­مهرگان خاکزی داشته و عملیات کاشت مستقیم بذر و بجا گذاشتن باقیمانده­های گیاهان زراعی در سطح عرصه، تاثیری مثبت بر فراوانی بی­مهرگان خاکزی دارند (11). استفاده از حشره­کش­ها و قارچ­کش­ها نیز در سطح زمین­های کشاورزی و عرصه­های مختلف جنگلی (1) و جنگلکاری (4) تاثیری منفی بر خرده­ریزخواران خاکزی دارد.

از آنجایی­که برای بخش­های وسیعی از کشور ما آمایش سرزمین انجام نپذیرفته است، تغییر کاربری عموماً توسط نیازهای معشیتی مردم تعریف و به اجرا در می­آید. مدیریت بهینه در عرصه­های منابع­طبیعی مستلزم ارزیابی توان اکولوژیک رویشگاه است. هر رویشگاهی تنوع زیستی بالاتری داشته باشد، پایداری اکولوژیکی بیشتری خواهد داشت. به عبارت دیگر در یک اکوسیستم هر چه تنوع گونه­ای بیشتر باشد زنجیره­های غذایی طولانی­تر و شبکه­های حیاتی پیچیده­تر گردیده و در نتیجه محیط پایدارتر و از شرایط خود تنظیمی بیشتری برخوردار است (14). امروزه در شمال کشور جدای از تغییرات کاربری زمین، کشت­های مختلف کشاورزی و یا باغداری را نیز شاهد هستیم. شناسایی تاثیر فعالیت­های مختلف کشاورزی و باغداری و تعیین اثرات اکولوژیکی آنها راهنمای مدیریت کلان در توسعه پایدار کشاورزی است (10). با انجام ارزیابی­های مبتنی بر توان اکولوژیک می­توان برتری نسبی هر یک از این اراضی زراعی، باغی و عرصه­های منابع طبیعی را نسبت به یکدیگر تعیین نمود و استفاده از شاخص­های تنوع بی­مهرگان خاکزی نیز یکی از روش­های با اهمیت در تعیین توان اکولوژیک است (6).

حفظ تنوع­ زیستی در هر منطقه کلید پایداری و سلامت محیط­زیست است. همچنین ارزیابی تنوع و ساختار بی­مهرگان خاکزی می­تواند معیار مناسبی برای تعیین میزان موفقیت مدیریت بر طرح­های اجرایی باشد (12). خوشبختانه در این راستا تحقیقات متعددی در ارزیابی مدیریت بر عرصه­های منابع­طبیعی شمال کشور انجام شده است که از آن بین می­توان به تحقیقات رحمانی و زارع مایوان (21) و محمدنژادکیاسری و همکاران (14) اشاره داشت. از سوی دیگر در دامنه­های شمالی البرز هزاران روستا وجود دارد و اصلی­ترین شغل آنها دامداری، کشاورزی و باغداری است. البته عرصه­های منابع­طبیعی اطراف روستاها ضامن اصلی پایداری زمین­های شیب­دار بوده و حفاظت از آّب­های زیرزمینی و سطحی را برعهده دارند. تحقیق حاضر با هدف تعیین میزان تنوع
بی­مهرگان خاکزی در عرصه­های کشاورزی، باغداری و جنگلکاری­های اطراف روستای کیاپی ساری
می­باشد. مدیریت مبتنی بر توسعه پایدار مستلزم اتخاذ الگوی کاشتی است که موجب تقویت و افزایش مقادیر تنوع باشد و نتایج این تحقیق می­تواند مدیران و کارشناسان را در تعیین مناسب­ترین الگوی کشت اراضی روستاها و بخش­های تخریب یافته عرصه­های منابع طبیعی یاری دهد.

مواد و روش ها

این تحقیق در روستای کیاپی واقع در 11 کیلومتری جنوب شهر ساری (مرکز استان مازندران) اجرا شد. این منطقه در عرض جغرافیایی شمالی  ً16 َ33 ْ36 تا  ً27 َ33 ْ36 و طول جغرافیایی­شرقی  ً36 َ13 ْ53 تا  ً44 َ12 ْ53 قرار دارد. جهت عمومی دامنه جنوب غربی، متوسط ارتفاع از سطح دریا 220 متر و متوسط درصد شیب منطقه 15 درصد است. منشاء خاک در این منطقه از سنگ­های آهکی، مارنی، آهک مارنی و مارن سیلتی بوده که به علت خاک­زائی مناسب در این نوع سنگ­ها، خاک در اکثر این مناطق نسبتاً عمیق تا بسیار عمیق است. بافت خاک در عرصه مورد مطالعه نیز براساس نمونه پروفیل­های شاهد کمی سنگین (Silty Clay Loam) تا بسیار سنگین (Clay) می­باشد. عمق خاک حداکثر 120 سانتی متر و میزان نفوذپذیری آن ضعیف است. همچنین در سراسر نیمرخ، پروفیل آهکی وجود نداشته و واکنش شیمیایی آن از 2/6 تا 9/6 متغییر است (17). براساس اطلاعات ایستگاه هواشناسی بایع­کلا (نکا) در یک دوره 10 ساله (86 ـ1376) متوسط حداکثر دما در گرم­ترین ماه سال (مرداد ماه) 1/27درجه سانتی­گراد، متوسط حداقل دما در سردترین ماه سال (دی­ماه) 4/6 درجه سانتی­گراد، حداکثر دمای مطلق در مرداد ماه 5/31 درجه سانتی­گراد، حداقل دمای مطلق در دی ماه 7/2 درجه سانتی­گراد، متوسط باران سالیانه 9/612 میلی­متر و متوسط دمای سالیانه 9/16 سانتی­گراد است. با توجه به اقلیم­نمای آمبرژه، اقلیم منطقه معتدل نیمه­ مرطوب می­باشد و براساس منحنی آمبروترمیک ماه­های خشک از اردیبهشت تا پایان شهریور است (10).

در انجام این تحقیق ابتدا با استفاده از جنگل گردشی، نسبت به انتخاب عرصه یک هکتاری که معرف وضعیت کلی هر یک از عرصه­های مورد بررسی بود، اقدام گردید. کلیه عرصه­ها از نظر شیب، جهت و ارتفاع از سطح دریا مشابه هستند. عرصه جنگلکاری 26 ساله بلند مازو در حوزه آبخیز 74 و در قطعه 22 سری 3 طرح جنگلداری زرین­آباد قرار دارد. جنگلکاری بلندمازو با قطع یکسره جنگل مخروبه و به فاصله 2 متر از یکدیگر کاشته شده است. در حال حاضر عرصه جنگلکاری شامل بیش از 90 درصد درختان بلوط و 10 درصد از دیگر
گونه­های بومی است. در هر تیمار با استفاده از روش سیستماتیک تصادفی نسبت به انتخاب 10 نقطه اقدام گردید. در این تحقیق بی­مهرگان خاکزی شامل کرم­های خاکی، پادمان، هزارپایان، کنه­ها، خرخاکی­ها، پروتورا، سیمفیلا، دیپلورا، حشرات بالدار و شکارچیانی که ­از خرده­ریزخواران تغذیه می­کنند شامل صدپایان، شبه عقرب­ها، عنکبوت­ها و پادرازان مورد مطالعه قرارگرفتند (14).

انجام نمونه­برداری پس از برداشت گندم و کلزا و پیش از هر گونه دخالت اعم از ورود دام، آتش­زدن کاه و کلش و یا انجام عملیات شخم­زدن به انجام رسیده است. نمونه­برداری در اوایل فصل تابستان (تیر ماه) 1391 صورت پذیرفت و در مجموع از تیمارهای مورد بررسی 40 نمونه برداشته شد. هرنمونه خاک به صورت استوانه­ای با سطح مقطع 81 سانتی­متر مربع بوده که با حذف لاشبرگ­ها و از سطح لایه آلی تا عمق10 سانتی­متر را شامل شده است. جداسازی بی­مهرگان خاکزی از نمونه­ها توسط قیف برلیزی انجام و بی­مهرگان پس از جداسازی در محلول الکل اتلیک به همراه 5 درصد گلیسرول، نگهداری و سپس بااستفاده از لوپ دوچشمی شناسایی و شمارش شد (شکل1). کلیه گروه­های بی­مهرگان خاکزی پس از شمارش در دمای 60 درجه سانتی­گراد خشک و با دقت یک هزارم گرم وزن شدند (21، 14).

یکی از عناصر زنده مهم خاک، کرم­های خاکی است. از آنجایی­که فعالیت حیاتی این موجود بر تغییرات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژی خاک و همچنین رویش گیاهان نقشی مثبت دارد (6)،. بررسی فراوانی و زیوزن کرم­های خاکی بالغ با چشم غیر مسلح صورت پذیرفت که به همین دلیل با شیوه­ای جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا در هر عرصه و در مجاورت نمونه­برداری­های اولیه، 10 پروفیل به ابعاد 1 متر در 1 متر و عمق 20 سانتی متر حفر و سپس با استفاده از روش دست­چین کرم­های خاکی جداسازی شد (13). کرم­های خاکی بالغ پس از شمارش در دمای 60 درجه سانتی­گراد خشک و سپس وزن شدند (شکل 2). مقایسه میانگین فراوانی و زیوزن خشک کرم­های خاکی درشت اندام در تیمارهای با استفاده از تجزیه واریانس یک طرفه و آزمون دانکن در سطح 5 درصد و با نرم­افزار SPSSانجام پذیرفت (20).

در برآورد تنوع­زیستی بی­مهرگان خاکزی از نرم­افزار Past استفاده شد. همچنین پس از جمع­آوری کلیه اطلاعات، میانگین تعداد و زیوزن خشک هر یک از گروه­های بی­مهرگان خاکزی محاسبه گردید. شاخص­های تنوع با استفاده از زیوزن خشک و روابط سیمسون و شانون محاسبه گردید. یکنواختی و غنا نیز با استفاده از فرمول های هیپ و مارگالف انجام شد. تجزیه و تحلیل میانگین تنوع، یکنواختی و غنا در عرصه­های مورد بررسی با استفاده از جدول تجزیه واریانس یک طرفه ANOVA صورت پذیرفت. فرضیه تساوی واریانس­ها با استفاده از آزمون لون (Levene) و فرضیه نرمال بودن داده­ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف انجام شد. همچنین مقایسه بین میانگین­ها با آزمون دانکن در سطح پنج درصد صورت گرفت (7).

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل1- آزمایشگاه جداسازی بی مهرگان خاکزی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل2- پروفیل جداسازی کرم­های خاکی بالغ

 

نتایج و بحث

الف- فراوانی و زیوزن بی­مهرگان خاکزی از سطح تا عمق 10 سانتی­متری

متوسط فراوانی بی­مهرگان خاکزی در جنگلکاری­ بلوط، باغ مرکبات تامسون، عرصه گندم زار و عرصه کلزا به ترتیب برابر با 25/9312، 10/9954، 15/9003 و 15/14684 عدد در هر مترمربع بوده است. در این تحقیق گروه­های پادمان و کنه­ها نسبت به سایر گروه­ های بی ­مهرگان خاکزی، بیشترین درصـد فراوانی هر یک از تیمــار­های مورد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ب- تغییرات شاخص­های تنوع، یکنواختی و غنا بی­مهرگان خاکزی

نتایج این تحقیق نشان داد براساس شاخص­های تنوع شانون و تنوع سیمسون، میانگین تنوع گونه­ای

بررسی را به خود اختصاص داده و بیش از 80
درصد فراوانی هر یک از تیمارها را شامل شده­اند. همچنین متوسط زیوزن بی­مهرگان خاکزی در جنگلکاری­ بلوط، باغ مرکبات تامسون، عرصه گندم زار و عرصه­کلزا به ترتیب برابر با 9361/0، 5679/0، 3787/0 و 6260/0 گرم در هر مترمربع بوده است. لازم به یادآوری است در عرصه جنگلکاری بلوط و عرصه گندم­زار گروه­های حشرات و کرم­خاکی بیش از 75 درصد زیوزن را داشته و برای دیگر تیمارها نیز گروه­های کنه­ها و حشرات بیش از 64 درصد زیوزن کل را به خود اختصاص داده­اند (جدول1).

جدول 1- میانگین فراوانی و زیوزن گروه­های مختلف بی­مهرگان خاکزی در هر متر مربع

گروه­های

بی­مهرگان خاکزی

جنگلکاری بلوط

باغ تامسون

عرصه گندم زار

عرصه کلزا

فراوانی

(تعداد)

زیوزن

(گرم)

فراوانی

(تعداد)

زیوزن

(گرم)

فراوانی

(تعداد)

زیوزن

(گرم)

فراوانی

(تعداد)

زیوزن

(گرم)

کرم­های خاکی

75/61

29640/0

35/12

05928/0

35/12

05928/0

35/12

05928/0

کنه­ها

25/4137

15142/0

1/4520

16543/0

5/6545

23956/0

5/6792

24860/0

شبه عقرب­ها

0

0

8/345

01715/0

0

0

0

0

عنکبوت­ها

0

0

0

0

0

0

0

0

پادرازها

0

0

0

0

0

0

0

0

پادمان

6/3655

04862/0

05/3742

04976/0

55/2136

02842/0

9/5853

07785/0

بی­شاخکان (پروتورا)

0

0

75/61

00111/0

0

0

0

0

دم­چنگالان (دیپلورا)

8/98

01283/0

1/74

00962/0

05/37

00481/0

2/395

05134/0

هزارپاها

4/49

00691/0

45/580

08120/0

0

0

85/135

01900/0

صدپاها

35/12

00865/0

0

0

0

0

35/12

00864/0

سیمیفیلاها

6/197

00460/0

6/197

00460/0

2/148

00345/0

8/1086

00230/0

پروپدا

0

0

0

0

0

0

0

0

خرخاکی­ها

0

0

0

0

0

0

35/12

00269/0

حشرات بالدار

15/1099

40666/0

65/481

18084/0

5/123

04316/0

85/382

15631/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بی­مهرگان خاکزی به ترتیب نزولی شامل عرصه­های بلندمازو، باغ مرکبات تامسون، عرصه کلزا و عرصه گندم­ زار بوده است. البته به لحاظ آماری و از نظر مقدار شاخص شانون، جنگلکاری­ بلند مازو در طبقه

اول قرار گرفته و به لحاظ شاخص سیمسون نیز
عرصه­های جنگلکاری بلندمازو، باغ مرکبات تامسون و عرصه کلزا در رتبه اول جای گرفته­اند. از سویی دیگر دو عامل یکنواختی و غنای گونه­ای در تعیین میزان شاخص­های تنوع زیستی نقش اساسی دارند. بررسی متوسط مقادیر یکنواختـی و غنای تیمارهای

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ج- فراوانی و زیوزن کرم­های خاکی از سطح تا عمق 20 سانتی­متری

در ارتباط با فراوانی و زیوزن کرم­های خاکی درشت و بالغ که با چشم غیرمسلح قابل مشاهده هستند،. با حفر 40 پروفیل یک مترمربعی در اعماق 0 تا 20 سانتی­متری خاک و با الک نمودن مجموعاً 8 متر مکعب خاک، انجام پذیرفت. در این بررسی مشخص گردید که به طور متوسط فراوانی کرم­خاکی در جنگلکاری­ بلندمازو، باغ مرکبات تامسون، عرصه گندم­زار و عرصه کلزا این منطقه در فصل تابستان به ترتیب برابر با 185000، 10000، 4000 و 1000 عدد در هکتار می­باشد.

نتیجه بررسی آزمون آماری نیز نشان داده است که به لحاظ متوسط فراوانی و زیوزن خشک کرم­های خاکی درشت و بالغ در جنگلکاری بلندمازو به ترتیب بیشتر از دیگر­ عرصه­های باغ­مرکبات ­تامسون،

مختلف در جدول 2 مشخص ساخت عرصه گندم­زار کمترین یکنواختی و عرصه کلزا نیز کمترین میزان غنا را به خود اختصاص داده است و این در حالی است که به لحاظ آماری و متوسط مقادیر غنای مارگالف در بین تیمارهای مورد بررسی اختلاف معنی­داری مشاهده نشده است.

   جدول 2- مقایسه شاخص های تنوع، یکنواختی و غنا در عرصه­های مختلف روستای کیاپی

عرصه های مورد بررسی

تنوع شانون

تنوع سیمسون

    یکنواختی هیپ

غنای مارگالف

جنگلکاری بلندمازو

0550/1

A  

5713/0

A

6117/0

AC

8874/0

NS

باغ مرکبات تامسون

9918/0

AB

5412/0

A

7010/0

AB

8637/0

NS

عرصه کلزا

9872/0

AB

5332/0

A

7603/0

A

7490/0

NS

عرصه گندم زار

6996/0

B

3705/0

B

555/0

C

7694/0

NS

   در هر ستون میانگین­هایی که حداقل یک حرف مشابه داشته باشند اختلاف معنی­دار ندارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


عرصه گندم­زار و عرصه کلزا بوده است. البته بین سه عرصه باغ مرکبات تامسون، عرصه گندم­ زار و عرصه کلزا اختلاف معنی­داری به لحاظ آماری وجود نداشته ­است. در مجموع این تحقیق نشان داد که جنگلکاری بلندمازو نسبت به سایر عرصه­­های مورد بررسی محیط مناسب­تری را برای فعالیت­های زیستی کرم­های خاکی فراهم ساخت (جدول 3).

بحث و نتیجه­گیری

نتایج این بررسی نشان داد گروه­های پادمان و کنه­ها بیشترین فراوانی هر یک از عرصه­های جنگلکاری­ بلندمازو، باغ مرکبات تامسون، عرصه گندم زار و عرصه کلزا را به خود اختصاص داده است. البته تحقیقات انجام پذیرفته در سطح شمال کشور نتایج نسبتاً مشابهی در ارتباط با تعیین فراوانی گروه­های مختلف بی­مهرگان خاکزی نشان داده است به شکلی که بررسی فراوانی بی­مهرگان خاکزی در تــوده­های

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بلوط- ممرزستان، ممرزستان و راشستان­های جنگل­های نکا نشان داد که گروه­های پادمان، کنه­ها و حشرات بالدار بیشترین درصد فراوانی هر یک از تیمارهای مورد بررسی را به خود اختصاص داده­اند (21).همچنین بررسی فراوانی بی­مهرگان خاکزی در جنگلکاری­های پهن­برگ و سوزنی­برگ (افرا، توسکا، بلوط و زربین) و جنگل­های طبیعی اطراف آن در منطقه دارابکلا نشان داد گروه­های پادمان، کنه­ها و حشرات بالدار بیشترین درصد فراوانی هر یک از تیمارهای مورد بررسی را داشته­اند (14). البته براساس تحقیق حاضر فراوانی حشرات بالدار در عرصه­های مدیریت شده باغ مرکبات تامسون و عرصه­های گندم­ زار و کلزا از کاهش قابل توجهی برخوردار بوده است،. انجام شخم­های سالیانه، کشت یکسان و همچنین استفاده از کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات و بیماری­های گیاهی از عوامل اصلی کاهش جمعیت حشرات­بالدار و لاروهای آنها در عمق صفر تا ده سانتی­متری خاک عرصه­های کشاورزی و باغی است.     

در این تحقیق مشخص شده است متوسط فراوانی و متوسط زیوزن خشک کرم­های خاکی بالغ در عرصه

  جدول 3- مقایسه متوسط فراوانی و زیوزن کرم­های خاکی بالغ در عرصه­های مختلف

عرصه های مورد بررسی

فراوانی کرم­های خاکی بالغ (تعداد بر متر مربع)

زیوزن کرم­های خاکی بالغ

(گرم بر متر مربع)

جنگلکاری بلندمازو

50/18

A

8236/2

A

باغ مرکبات تامسون

1   

B

5263/1

B

عرصه کلزا

40/0

B

0038/0

B

عرصه گندم زار

10/0

B

1526/0

B

در هر ستون میانگین­هایی که حداقل یک حرف مشابه داشته باشند اختلاف معنی­دار ندارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جنگلکاری بلندمازو و به ترتیب بیش از عرصه­های باغ مرکبات تامسون، عرصه گندم­زار و عرصه کلزا بوده است. البته به لحاظ آماری در بین باغ مرکبات تامسون، گندم زار و عرصه کلزا اختلاف معنی­داری وجود نداشته است. شایان ذکر است عرصه جنگلکاری بلوط به دلیل دارا بودن گونه­های مختلف درختی، درختچه­ای و علفی، عدم فعالیت­های شخم و دیسک­زدن خاک، انجام نپذیرفتن عملیات بهره­ برداری و همچنین عدم استفاده از سموم آفات و بیماری­ها نسبت به سایر عرصه­های مورد بررسی محیط مناسب­تری را برای فعالیت­های کرم خاکی فراهم ساخته است (13، 20).

انجام بررسی تنوع پوشش گیاهی برای هر یک از تیمارهای فوق­الذکر و در محل پلات­های یک هکتاری تحقیق حاضر، نشان داد که میانگین تنوع گونه­ای گیاهان به ترتیب نزولی در عرصه­های باغ مرکبات تامسون، عرصه کلزا، جنگلکاری بلوط و عرصه گندم زار بوده است. البته به لحاظ آماری از نظر شاخص شانون عرصه باغ مرکبات در طبقه اول جای گرفته و به لحاظ شاخص سیمسون عرصه باغ مرکبات تامسون به همراه عرصه کلزا در رتبه اول جای گرفته­اند (10). با توجه به نتایج ارزیابی تنوع پوشش گیاهی و در صورت اجرای عملیات پرورشی تنک­کردن در توده­های بلندمازو که برای سالیان دراز پس از کاشت، دخالت پرورشی خاصی در آن انجام نشده است،. می­توان انتظار داشت شاخص­های تنوع پوشش گیاهی افزایش یابد. همچنین با انجام عملیات تنک­کردن و افزایش نور خورشید در کف جنگل جدای از تقویت تنوع پوشش گیاهی، میزان تجزیه لاشبرگ­ها افزایش یافته بر مقادیر غنا و به ویژه یکنواختی گروه­های مختلف بی­مهرگان خاکزی افزوده شده و تقویت تنوع بی­مهرگان خاکزی شکل می­گیرد (8).

نتایج بررسی تنوع بی­مهرگان خاکزی در این تحقیق نشان داد براساس شاخص­های تنوع شانون و سیمسون میزان میانگین تنوع بی­مهرگان خاکزی به ترتیب نزولی شامل عرصه­های جنگلکاری بلندمازو، باغ مرکبات تامسون، عرصه کلزا و عرصه گندم­زار بوده است. همچنین عرصه گندم زار کمترین یکنواختی و عرصه کلزا نیز کمترین میزان غنا را به خود اختصاص داده است. توده­های جنگلکاری بلوط بلندمازو در طول فصل­های بهار و تابستان دارای پوشش برگی کاملی بوده که مانع از تابش شدید نور خورشید به کف عرصه می­شوند از سویی دیگر وجود لاشبرگ­های درختان در فصل زمستان یک پوشش طبیعی در برابر ریزش برف و باران ایجاد نموده و لاشبرگ­ها نیز جدای از حفظ و تامین رطوبت، نقش با اهمیتی در تغذیه موجودات بی­مهرگان خاکزی ایفا می­نمایند. با این توصیف نقش باغ مرکبات تامسون در تقویت تنوع بی­مهرگان خاکزی مرتبه دوم را به خود اختصاص داده و عرصه­های زراعی کلزا و گندم زار نیز که بخشی از سال فاقد پوشش گیاهی هستند به ترتیب پایین­ترین رتبه را دارا
هستند.

نتایج این تحقیق و همچنین مطالعه­ای دیگر در زمینه تنوع پوشش گیاهی که در پلات­های مشابه به انجام رسید، نشان داد عرصه گندم زار در
پایین­ترین مرتبه جای گرفته است. گونه پهن­برگ کلزا با تراکم ساقه پایین­تر نسبت به گندم­ زارفضای رشد بیشتری را برای انواع گونه­های گیاهی فراهم آورده و از همین رو میزان تنوع گونه­ای گیاهان آن بالاتر از عرصه کشت گندم زار بوده است (10). همچنین عرصه کلزا نسبت به گندم زار، به دلیل فرآهم آوردن افزایش تنوع غذایی و محیط زیست مناسب­تر، در افزایش خرده­ریزخواران خاکزی موثرتر بوده به شکلی که مقادیر تنوع بی­مهرگان خاکزی عرصه کلزا نیز نسبت به گندم زار بیشتر است. البته برای توصیه به زارعین منطقه انجام تحقیقی جداگانه در ارتباط با تعیین هزینه و فایده اقتصادی عرصه­های کلزا و گندم زار و همچنین تعریف سیاست­های کلان کشاورزی در استان مازندران ضروری است. البته در کلیه اراضی کشاورزی و باغی کاهش سموم­ علف­کش و آفت­کش، استفاده از میزان مصرف بهینه کود شیمیاییبراساس توصیه کودی زمین و همچنین تناوب کشت، کشت مخلوط، کشت گیاهان پوششی (کودسبز یا علوفه) و عدم آتش­سوزی کاه کلش می­تواند موجب تقویت تنوع بی­مهرگان خاکزی شود.

نتایج تحقیقات متعدد استفاده از تنوع بی­مهرگان خاکزی را در ارزیابی­های مختلف عرصه منابع طبیعی به اثبات رسانده است (15، 18 و 19). این تحقیق از ­نظر تنوع بی­مهرگان خاکزی نشان داد عرصه گندم­زار در پایین­ترین مرتبه جای داشته و توده بلندمازو مناسب­ترین عرصه را فراهم ساخته است. نتیجه این ارزیابی بر انجام جنگلکاری در مرز بین جنگل و روستا تاکید دارد و برای مناطق پرشیب زراعی نیز احداث باغ را توصیه می­نماید.


Refrences

1- Beck, L., Rombke, J., Ruf, A., Prinzing, A., & S. Woas, 2004. Effects of difluben zuron and Bacillus thuriensis var. kurstaki toxin on soil invertebrates of a mixed deciduous forest in the upper Rhine valley, Germany. European Journal of Soil Biology 40(2): 55-62.

2- Coleman, D.C., Crossley J.R., & P.F. Hendrix, 2004. Fundamentals of Soil Ecology, second (ed.), Academic press, San Diego, 143pp..

3- Davis, C.A., Austin, J.E., & D.A. Buhl, 2006. Factors influencing soil invertebrate communities in riparian grasslands of the central platte river floodplain. Wetlands 26(1): 438-454.

4- Forster, B., Garcia, M., Francimari, O., & J. Rombke, 2006. Effects of carbendazim and lambda-cyhalothrin on soil invertebrates and leaf litter decomposition in semi-field and field tests under tropical conditions (Amazonia, Brazil). European Journal of Soil Biology 42(3): 171-179.

5- Hodkinson, I.D., Webb,  N.R., Bale, J.S., Block, w., Coulson, S.J., & A.T. Strathdee, 1998. Global change and arctic ecosystems: conclusions and predictions from experiments with terrestrial invertebrates on Spitsbergen. Arctic and Alpine Research 30(1): 306-313.

6- Hosseini S.M., Makhtom M.,  Akbarinia M., & Kh. Sagheb-talebi, 2000. Methods of forest ecological potential. Journal of Environmental Studies 26(25): 55-66.

7- Jahantigh A., 2001. A simple Guide to the Use of Statistical Methods in Scientific Research with Using of SPSS Software, Arkan publishing unit, 189pp.

8- Kurcheva, G.F., 1972. Soil invertebrate: of trans-carpathian forests. Pedobiologia 12(1): 381-400.

9- Lavelle, P., Decaens, T., Aubert, M., Barot, S., Blouin, M., Bureau, F., Margerie, P., Mora, P., & J.P. Rossi, 2006. Soil invertebrates and ecosystem services. European Journal of Soil Biology 42: 3-15.

10- Mahram F., 2003. Investigation of wheat and canola farm activities on vegetation components biodiversity and soil macro organisms biodiversity in sari region (Case study: Kiapey area). Collage of Agriculture Department of Agronomy, M.Sc. Thesis, Islamic Azad University Science and research Ayatollah Amoli Branch, Mazandaran, 84pp.

11- Maria De Aquino, A., Da Silva, R.F., Mercante, F.M., Correia, M.E.F., Guimaraes, M.F., & P. Lavelle, 2008. Invertebrate soil macrofauna under different ground cover plants in the no-till system in the Cerrado. European Journal od Soil Biology 44(4): 191-197.

12- Mboukou - Kimbatsa, I., Bernhard -Reversat, F., Loumeto, J.J., Ngao, J., & P. Lavelle, 2007. Understory vegetation, soil structure and soil invertebrates in Congolese eucalypt plantations, with Special reference to the invasive plant Chromolaena odorata and earthworm populations. European Journal of Soil Biology 43(3): 48-56.

13- Mohammadnezhad Kiasari, s., Sagheb-Talebi, K., Rahmani, R, & O. Ghasemi Chapi, 2009. Seasonal variation of earthworm abundances and biomass in natural forests and plantations (North of Iran). Caspian J. Env. Sci. 7(2): 87-98.

14- Mohammadnezhad kiasari Sh., Sagheb-Talebi Kh., Rahmani R., & H. Amozad. 2011. Soil Invertebrates Diversity at Natural and Planted Forests in Sari region (In the Depth of 0-10 cm of Soil). Journal of Sciences and Techniques in Natural Resources 6(2): 55-69.

15-Mohammadnezhad kiasari Sh.,Shahi difar H.,Kialashaki A., &F. Yazdian. 2014.Assessment of Quantitative and Qualitative trees and Biodiversity (vegetation and Soil Invertebrates) at Management and unmange ment Apple forestations in Neka forests (Case study: Lakshah area). In: Tabiat Sabz. National Conference of Hyrcanian forests manage ment in north of Iran, 23 and 24 of September, Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University, 190 pp.

16- Mulder, C., 2006. Driving forces from soil invertebrates to ecosystem functioning: the allometric perspective. Naturwissensch aften 93(4): 1432-1904.

17- Natural resources general office of Sari, 1996. Manual of Zarrinabad forest manage ment plan. Forests and Rangelands Organization of Iran, Forestry section, Mazandaran, 154pp.

18- Oatenand, D. K., & K.W. Larsen, 2008. Stand characteristics of three forest types within the dry interior forests of British Columbia, Canada: Implications for biodiversity, Forest Ecology and Manage ment 256(1-2): 114-120.

19- Sayer, J., Chokkalingam, U. & J. Poulsen. 2004. The restoration of forest biodiversity and ecological values. Forest Ecology and Management 201: 3-11.    

20- Rahmani R., & N. Saleh-Rastin, 2000. Abundance, vertical distribution and seasonal changes in Earthworm population of Oak-Hornbeam and Beech forest in Neka, Caspian forests. Iran. Iranian J. Natural Res. 53(1): 37-52.

21- Rahmani R., & H. Zare-Mayvan, 2004. Diversity and assemblage structure of soil invertebrates in Beech, Hornbeam and Oak-Hornbeam forest types. Iranian J. Natural Res. 56(4): 425-436.

22- Vasconcelos, H.L., & W.L. Laurance, 2005. Influence of habitat, litter type, and soil invertebrates on leaf-litter decompo sition in a fragmented Amazonian landscape. Oecologia 144(2): 456-462.

23- Yong-Chun, S., Ying-Bo, G., Da Y., & W. Ji-Yuan, 2006. Diversity of soil invertebrate communities at Yushan Hill, Changshu, Jiangsu province. Biodiversity Science 3(4): 333-338.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] - استادیار پژوهش، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران. Ms.mohammadnezhadk@gmail.com

[2] - دانشجوی کارشناس ارشد دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات آیت اله آملی، ایران.

[3]استادیار گروه کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات آیت اله آملی، ایران.

Refrences

1- Beck, L., Rombke, J., Ruf, A., Prinzing, A., & S. Woas, 2004. Effects of difluben zuron and Bacillus thuriensis var. kurstaki toxin on soil invertebrates of a mixed deciduous forest in the upper Rhine valley, Germany. European Journal of Soil Biology 40(2): 55-62.

2- Coleman, D.C., Crossley J.R., & P.F. Hendrix, 2004. Fundamentals of Soil Ecology, second (ed.), Academic press, San Diego, 143pp..

3- Davis, C.A., Austin, J.E., & D.A. Buhl, 2006. Factors influencing soil invertebrate communities in riparian grasslands of the central platte river floodplain. Wetlands 26(1): 438-454.

4- Forster, B., Garcia, M., Francimari, O., & J. Rombke, 2006. Effects of carbendazim and lambda-cyhalothrin on soil invertebrates and leaf litter decomposition in semi-field and field tests under tropical conditions (Amazonia, Brazil). European Journal of Soil Biology 42(3): 171-179.

5- Hodkinson, I.D., Webb,  N.R., Bale, J.S., Block, w., Coulson, S.J., & A.T. Strathdee, 1998. Global change and arctic ecosystems: conclusions and predictions from experiments with terrestrial invertebrates on Spitsbergen. Arctic and Alpine Research 30(1): 306-313.

6- Hosseini S.M., Makhtom M.,  Akbarinia M., & Kh. Sagheb-talebi, 2000. Methods of forest ecological potential. Journal of Environmental Studies 26(25): 55-66.

7- Jahantigh A., 2001. A simple Guide to the Use of Statistical Methods in Scientific Research with Using of SPSS Software, Arkan publishing unit, 189pp.

8- Kurcheva, G.F., 1972. Soil invertebrate: of trans-carpathian forests. Pedobiologia 12(1): 381-400.

9- Lavelle, P., Decaens, T., Aubert, M., Barot, S., Blouin, M., Bureau, F., Margerie, P., Mora, P., & J.P. Rossi, 2006. Soil invertebrates and ecosystem services. European Journal of Soil Biology 42: 3-15.

10- Mahram F., 2003. Investigation of wheat and canola farm activities on vegetation components biodiversity and soil macro organisms biodiversity in sari region (Case study: Kiapey area). Collage of Agriculture Department of Agronomy, M.Sc. Thesis, Islamic Azad University Science and research Ayatollah Amoli Branch, Mazandaran, 84pp.

11- Maria De Aquino, A., Da Silva, R.F., Mercante, F.M., Correia, M.E.F., Guimaraes, M.F., & P. Lavelle, 2008. Invertebrate soil macrofauna under different ground cover plants in the no-till system in the Cerrado. European Journal od Soil Biology 44(4): 191-197.

12- Mboukou - Kimbatsa, I., Bernhard -Reversat, F., Loumeto, J.J., Ngao, J., & P. Lavelle, 2007. Understory vegetation, soil structure and soil invertebrates in Congolese eucalypt plantations, with Special reference to the invasive plant Chromolaena odorata and earthworm populations. European Journal of Soil Biology 43(3): 48-56.

13- Mohammadnezhad Kiasari, s., Sagheb-Talebi, K., Rahmani, R, & O. Ghasemi Chapi, 2009. Seasonal variation of earthworm abundances and biomass in natural forests and plantations (North of Iran). Caspian J. Env. Sci. 7(2): 87-98.

14- Mohammadnezhad kiasari Sh., Sagheb-Talebi Kh., Rahmani R., & H. Amozad. 2011. Soil Invertebrates Diversity at Natural and Planted Forests in Sari region (In the Depth of 0-10 cm of Soil). Journal of Sciences and Techniques in Natural Resources 6(2): 55-69.

15-Mohammadnezhad kiasari Sh.,Shahi difar H.,Kialashaki A., &F. Yazdian. 2014.Assessment of Quantitative and Qualitative trees and Biodiversity (vegetation and Soil Invertebrates) at Management and unmange ment Apple forestations in Neka forests (Case study: Lakshah area). In: Tabiat Sabz. National Conference of Hyrcanian forests manage ment in north of Iran, 23 and 24 of September, Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University, 190 pp.

16- Mulder, C., 2006. Driving forces from soil invertebrates to ecosystem functioning: the allometric perspective. Naturwissensch aften 93(4): 1432-1904.

17- Natural resources general office of Sari, 1996. Manual of Zarrinabad forest manage ment plan. Forests and Rangelands Organization of Iran, Forestry section, Mazandaran, 154pp.

18- Oatenand, D. K., & K.W. Larsen, 2008. Stand characteristics of three forest types within the dry interior forests of British Columbia, Canada: Implications for biodiversity, Forest Ecology and Manage ment 256(1-2): 114-120.

19- Sayer, J., Chokkalingam, U. & J. Poulsen. 2004. The restoration of forest biodiversity and ecological values. Forest Ecology and Management 201: 3-11.    

20- Rahmani R., & N. Saleh-Rastin, 2000. Abundance, vertical distribution and seasonal changes in Earthworm population of Oak-Hornbeam and Beech forest in Neka, Caspian forests. Iran. Iranian J. Natural Res. 53(1): 37-52.

21- Rahmani R., & H. Zare-Mayvan, 2004. Diversity and assemblage structure of soil invertebrates in Beech, Hornbeam and Oak-Hornbeam forest types. Iranian J. Natural Res. 56(4): 425-436.

22- Vasconcelos, H.L., & W.L. Laurance, 2005. Influence of habitat, litter type, and soil invertebrates on leaf-litter decompo sition in a fragmented Amazonian landscape. Oecologia 144(2): 456-462.

23- Yong-Chun, S., Ying-Bo, G., Da Y., & W. Ji-Yuan, 2006. Diversity of soil invertebrate communities at Yushan Hill, Changshu, Jiangsu province. Biodiversity Science 3(4): 333-338.